الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

36

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

پيش نبرد و بازگشت . . . و در راه بازگشت همراهان خود را سرزنش مىكرد و مىگفت : تقصير شما بود ، تقصير شما بود ! « 1 » ( 1 ) پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرچم انصار را به يكى از انصار [ سعد بن عبادة ] سپرد . در اين حال عده‌اى از يهوديان كه حارث ابو زينب [ برادر مرحب ] در پيشاپيش آنها بود براى مبارزه با مسلمانان از قلعه خارج شدند . پرچمدار انصار ( سعد بن عباده ) همراه عده‌اى از انصار به مقابلهء آنها رفتند و آنها را آن قدر عقب راندند تا به قلعه‌هاى خود بازگشتند . پس از آن اسير يهودى همراه عده‌اى خارج شد و به مبارزه با انصار پرداخت كه در نتيجه انصار عقب‌نشينى كردند و به اردوگاه اسلام بازگشتند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از اين وضع ناراحت شد و سعد بن عباده هم با سر و صورتى زخمى بازگشت در حالى كه يارانش را سرزنش مىكرد . « 2 » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به اصحاب خود فرمود : شيطان به يهوديان گفته است : همانا محمد براى به غنيمت گرفتن اموالتان به جنگ شما آمده است ؛ براى همين با صداى بلند اعلام كنيد : اى جماعت يهوديان ، بگوييد : لا إله الا اللّه تا جان و مالتان در امان باشد و بعد از آن حساب شما با خدا است . مسلمانان پيام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را اعلام كردند ؛ امّا يهوديان گفتند : تا تورات در ميان ما است ، عهد و شريعت موسى را رها نخواهيم كرد . « 3 » ( 2 ) در آن روز پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله با ساكنان قلعه‌هاى نطاة كه يكى از آنها ناعم بود ، تا شب جنگيدند و آنها اردوگاه مسلمانان را تيرباران مىكردند . مسلمانان همين تيرها را بر مىداشتند و به سوى آنها پرتاب مىكردند و شعارشان اين بود : يا منصور امت « 4 » : اى يارى شده بميران ! فرداى آن روز حباب بن منذر [ كه پيشنهاد تغيير قرارگاه را داده بود ] نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، يهوديان نخل‌هاى خود را از فرزندان خود بيشتر دوست مىدارند ، من پيشنهاد مىكنم كه نخل‌هايشان را قطع كنيد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه نخل‌ها را قطع كنند و مسلمانان به سرعت مشغول قطع كردن نخل‌ها شدند و در مدت كمى چهارصد درخت را قطع كردند . حال آنكه قبلا در هيچ جاى ديگرى به قطع درخت نپرداخته بودند .

--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 653 . راوندى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سعد بن عباده را با پرچم انصار به قلعه‌هاى خيبر فرستاد . سعد را در حالى كه مجروح شده بود به عقب آوردند در حالى كه همراهانش را ترسو خطاب مىكرد و آنها او را ترسو خطاب مىكردند ؛ بحار الانوار ، ج 21 ، ص 11 ، به نقل از الخرائج و الجرائح ، قطب راوندى . ما اين خبر را نيافتيم . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 653 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 653 . ( 4 ) . در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 644 و سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 347 آمده است كه شعارشان اين بود : يا منصور امت امت ؛ اى كسى كه مورد يارى پروردگارى بكش بكش ! .